الوقت - «لیندسی گراهام مُرد و همه در حال خوشحالی و رقص هستند. خودِ گراهام سالها با شور و حرارت از جنگها دفاع میکرد و شهوت جنگ داشت و اقرار میکرد: ما افراد درست و حسابی را میکُشیم! او یکی از سرسختترین حامیان جنگ و مداخله نظامی آمریکا بود و مُرد.» این سخنان یک سرهنگ آمریکایی است: سرهنگ دنیل دیویس، یک نظامی آمریکایی که در جنگهای افغانستان و عراق حضور داشته و حالا پس از مرگ او از شهوت این سناتور آمریکایی به جنگ میگوید.
اظهارنظر این نظامی آمریکایی پس از آن صورت گرفت که دفتر لیندسی گراهام عصر یکشنبه نتایج بررسی اولیه پزشکی قانونی درباره علت مرگ ناگهانی او را منتشر کرد و علت مرگ این سناتور جمهوریخواه «پارگی آئورت (Aortic Dissection) در نتیجه بیماری قلبیعروقی تصلب شرایین» عنوان شده است. دفتر لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه از ایالت کارولینای جنوبی صبح یکشنبه طی بیانیهای از مرگ او در نتیجه «بیماری کوتاه و ناگهانی» خبر داد. این در حالی است که او به تازگی از سفر به اوکراین بازگشته بود و تنها ساعاتی قبل مقابل دوربینها سخنرانی کرده بود.
گراهام مخالف سرسخت جمهوری اسلامی ایران، هوادار رژیم صهیونیستی و حامی نزدیک دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا بود. به همین خاطر نیز خبر مرگ ناگهانی او در سن ۷۱ سالگی به گمانهزنیهای بسیاری درباره علت مرگ او منجر شد و لورا لومر، روزنامهنگار و فعال سیاسی راستگرا و نزدیک به دونالد ترامپ خواستار بررسی نقش احتمالی روسیه در مرگ این سناتور جمهوریخواه شد. با این حال مقامهای آمریکایی اعلام کردند در مرگ ناگهانی لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه و از متحدان نزدیک دونالد ترامپ، هیچ نشانهای از وقوع جرم یا دخالت عوامل خارجی مشاهده نشده است.
گراهام یکی از جنجالیترین چهرههای سیاست خارجی آمریکا در سه دهه اخیر بود و بسیاری او را نماد مداخلهگرایی، تغییر مواضع سیاسی و همراهی با جنگهای پرهزینه واشنگتن میدانستند.
کودکی و دوران مدرسه
لیندسی گراهام در ۹ ژوئیه ۱۹۵۵ در شهر سنترال ایالت کارولینای جنوبی به دنیا آمد. پدر و مادرش یک کافه، بار و سالن بیلیارد کوچک را اداره میکردند و خانواده زندگی سادهای داشت. او در در سال ۱۹۷۳ از دبیرستان فارغالتحصیل شد و نخستین عضو خانوادهاش بود که وارد دانشگاه شد. در ۲۱ سالگی با حادثهای تلخ روبهرو شد؛ مادرش بر اثر سرطان و تنها ۱۵ ماه بعد پدرش بر اثر سکته قلبی درگذشتند. او در حالی که هنوز دانشجو بود، سرپرستی خواهر ۱۳ ساله خود را بر عهده گرفت؛ تجربهای که بعدها بارها از آن به عنوان مهمترین عامل شکلگیری شخصیتش یاد کرد.
گراهام در سال ۱۹۷۷ مدرک کارشناسی روانشناسی و در سال ۱۹۸۱ دکترای حقوق خود را از دانشگاه کارولینای جنوبی دریافت کرد. همزمان عضو برنامه آموزشی افسران ذخیره ارتش (ROTC) بود و پس از پایان تحصیل به نیروی هوایی آمریکا پیوست. او به عنوان وکیل نظامی (Judge Advocate) خدمت کرد و بعدها با درجه سرهنگی از نیروی ذخیره بازنشسته شد.
ورود به سیاست
گراهام پس از فعالیت به عنوان وکیل، در سال ۱۹۹۲ وارد مجلس ایالتی کارولینای جنوبی شد و دو سال بعد به مجلس نمایندگان آمریکا راه یافت. در سال ۲۰۰۲ نیز به سنای آمریکا انتخاب شد و تا پایان عمر سیاسی خود یکی از تندروترین سناتورهای جمهوریخواه باقی ماند. او چهار بار توانست به مجلس سنا راه یابد.
شهرت اصلی گراهام به دلیل مواضع بسیار سختگیرانه او در سیاست خارجی بود. او از حامیان سرسخت حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، ادامه جنگ افغانستان، افزایش بودجه نظامی و گسترش حضور نظامی آمریکا در جهان بود.
در سالهای بعد نیز از حامیان اصلی ارسال میلیاردها دلار کمک نظامی به اوکراین، حمایت همهجانبه از رژیم صهیونیستی و اعمال فشار حداکثری علیه ایران به شمار میرفت. او بارها خواستار برخورد نظامی شدیدتر با گروههای مقاومت در خاورمیانه و افزایش تحریمها علیه تهران شده بود.
منتقدان معتقد بودند گراهام از برجستهترین نمایندگان جریان «نومحافظهکار» در واشنگتن بود؛ جریانی که بر استفاده گسترده از قدرت نظامی آمریکا برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی تأکید دارد. آنان استدلال میکنند که حمایت مستمر گراهام از مداخلات نظامی، به جنگهایی انجامید که هزاران کشته، میلیونها آواره و هزینههای هنگفتی برای آمریکا و کشورهای منطقه به همراه داشت.
تغییر موضع در برابر ترامپ
یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای کارنامه گراهام، تغییر آشکار موضع او نسبت به ترامپ بود.
گراهام در جریان رقابتهای انتخابات ۲۰۱۶، ترامپ را «عوامفریب» و خطری برای حزب جمهوریخواه توصیف میکرد و حتی حاضر نشد از نامزدی او حمایت کند. اما پس از ورود ترامپ به کاخ سفید، به یکی از نزدیکترین متحدان سیاسی او تبدیل شد و در بسیاری از پروندههای مهم، از جمله استیضاحها و انتصاب قضات دیوان عالی، در کنار ترامپ ایستاد.
این تغییر موضع، انتقادهای فراوانی را حتی از سوی محافظهکاران سنتی برانگیخت. بسیاری آن را نشانه اولویت دادن به حفظ نفوذ سیاسی بر پایبندی به اصول پیشین دانستند.
دشمنی با ایران
در میان سیاستمداران آمریکایی، گراهام یکی از سرسختترین مخالفان جمهوری اسلامی بود. او بارها خواستار افزایش تحریمها، فشار نظامی و حتی بررسی گزینه حمله مستقیم به ایران شد. در مقابل، منتقدان معتقد بودند این رویکرد به تشدید تنش در خاورمیانه و کاهش فرصتهای دیپلماسی انجامیده است.
خصومت سیاسی لیندسی گراهام با جمهوری اسلامی ایران، یکی از ثابتترین مؤلفههای کارنامه سیاسی او بود و گراهام طی بیش از دو دهه تقریباً همواره از سیاست «فشار حداکثری» و حتی استفاده از گزینه نظامی علیه ایران حمایت کرد.
گراهام همچنین از نخستین سناتورهای جمهوریخواه بود که با توافق هستهای سال ۲۰۱۵ برجام مخالفت کرد. او معتقد بود برجام نهتنها برنامه هستهای ایران را به طور دائمی متوقف نمیکند، بلکه با رفع تحریمها منابع مالی بیشتری در اختیار تهران قرار میدهد. به همین دلیل، مجموعهای از شروط بسیار سختگیرانه را برای هرگونه توافق با ایران پیشنهاد کرد؛ از جمله محدودیت گسترده غنیسازی، بازرسیهای فراگیر و امکان بازگشت سریع تحریمها.
گراهام همچنین از معماران اصلی بسیاری از طرحهای تحریمی علیه ایران در کنگره بود. او بارها از دولتهای آمریکا خواست تحریمهای بانکی، نفتی و مالی را تشدید کنند و معتقد بود فشار اقتصادی شدید میتواند رفتار جمهوری اسلامی را تغییر دهد.
در سال ۲۰۱۷ نیز پس از اعمال تحریمهای جدید، اعلام کرد که تحریمهای اجرایی کافی نیست و کنگره باید تحریمهای گستردهتری علیه بخشهای مختلف اقتصاد ایران تصویب کند.
در سالهای بعد، گراهام حتی فراتر رفت و طرحی را ارائه کرد که بر اساس آن، کشورهایی که نفت ایران را خریداری میکنند نیز با تعرفههای سنگین آمریکا مواجه شوند. هدف این طرح، رساندن صادرات نفت ایران به پایینترین سطح ممکن و محروم کردن تهران از منابع مالی بود.
یکی از جنجالیترین مواضع گراهام، حمایت مکرر از اقدام نظامی علیه ایران بود. او بارها تأکید کرد اگر دیپلماسی و تحریمها نتوانند مانع دستیابی ایران به سلاح هستهای شوند، آمریکا باید از نیروی نظامی استفاده کند. در کنگره نیز از طرحهایی حمایت کرد که به رئیسجمهور آمریکا اختیار بیشتری برای استفاده از نیروی نظامی علیه ایران در صورت تشخیص حرکت ایران به سمت تولید سلاح هستهای میداد.
حمایت از بمباران غزه
گراهام پس از آغاز جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۳، بارها اعلام کرد که اسرائیل باید تا نابودی کامل توان نظامی حماس به عملیات خود ادامه دهد. او در مصاحبههای مختلف تأکید کرد که اسرائیل نباید تحت فشارهای بینالمللی برای توقف عملیات قرار گیرد و از حق این کشور برای استفاده از قدرت نظامی دفاع کرد. این مواضع در شرایطی مطرح میشد که سازمان ملل، نهادهای امدادی و سازمانهای حقوق بشری نسبت به افزایش تلفات غیرنظامیان، تخریب زیرساختهای غزه و بحران انسانی هشدار میدادند.
گراهام از مخالفان سرسخت هرگونه محدودیت بر ارسال تسلیحات آمریکا به رژیم صهیونیستی بود. او معتقد بود واشنگتن باید بدون قید و شرط از اسرائیل حمایت نظامی کند و هرگونه تعلیق یا محدودیت در ارسال سلاح را به زیان امنیت تل آویو میدانست.
زمانی که صهیونیستها قصد آغاز عملیات زمینی در رفح را داشت، بسیاری از کشورها، از جمله متحدان غربی، نسبت به پیامدهای انسانی آن هشدار دادند. با این حال، گراهام از ادامه عملیات حمایت کرد و گفت شکست حماس باید بر هر ملاحظه دیگری اولویت داشته باشد.
یکی از بحثبرانگیزترین مواضع گراهام در سال ۲۰۲۴ مطرح شد. او در مصاحبهای با شبکه NBC، در دفاع از جنگ علیه غزه، به استفاده آمریکا از بمب اتم علیه ژاپن در جنگ جهانی دوم اشاره کرد و گفت اسرائیل باید «هر کاری که لازم است» برای پیروزی انجام دهد.
این اظهارات با واکنشهای گسترده روبهرو شد. بسیاری از کارشناسان، فعالان حقوق بشر و دولتها این سخنان را غیرمسئولانه و خطرناک دانستند، زیرا میتوانست به عنوان توجیهی برای استفاده از نیروی نظامی بسیار گسترده علیه مناطق پرجمعیت تعبیر شود.
گراهام در مقاطع مختلف با درخواستها برای آتشبس فوری مخالفت کرد و استدلال میکرد که توقف جنگ پیش از نابودی حماس، فرصت بازسازی توان نظامی این گروه را فراهم میکند. در مقابل، سازمان ملل، نهادهای امدادرسان و بسیاری از دولتها خواستار آتشبس یا دستکم وقفههای طولانیمدت بشردوستانه برای ارسال کمک و حفاظت از غیرنظامیان بودند.
گراهام همچنین از مخالفان دیرینه تشکیل کشور مستقل فلسطین در شرایط فعلی بود و معتقد بود تا زمانی که تهدیدهای امنیتی علیه اسرائیل ادامه دارد، چنین اقدامی نباید انجام شود. این موضع نیز با انتقاد مقامهای فلسطینی و بخشی از جامعه بینالمللی مواجه شد.
حمایت گراهام از بمباران غزه در حالی بود که سازمانهایی مانند عفو بینالملل، دیدهبان حقوق بشر و کارشناسان وابسته به سازمان ملل متحد بارها نسبت به پیامدهای انسانی جنگ غزه هشدار داده بودند. در واقع آنچه باعث شد تا گراهام از سوی بسیاری از منتقدان به داشتن رویکردی «ضدبشری» یا «بیتوجه به ملاحظات انسانی» متهم شود، نه صرفاً حمایت او از رژیم صهیونیستی، بلکه دفاع مکرر از ادامه عملیات نظامی، مخالفت با محدودیتهای تسلیحاتی، مخالفت با آتشبس فوری و برخی اظهارات جنجالی او درباره نحوه پایان دادن به جنگ بوده است.
